خسروپرویزیاخسرو دوملقبش پرویز بوده که به معنای فاتح و پیروز است.
این عنوان به خاطر پیروزی های بزرگش در غرب به او داده شده بود.
او آخرینشاهنشاهقدرتمندساسانیانبود که ...
آوازهٔ شهرتش عالم گیر روزگار
آن دوره بوده است.این شهرت نه به خاطر جنگ ها، بلکه به خاطر
ثروت عظیم او بود.درامدهای دولتساسانیعلاوه بر مالیات،
بر پایهٔ سیستم پر رونقکشاورزیو دامداری وجادهٔ ابریشمکه شاهراه
تجارت ایران وروموچینبود، بوده است.
این شاهراه برای دولت ساسانی بسیار سودآور بود. علاوه بر این
تجارتطلاو فرش های بافته شده، پارچه، پشم و ظروف، این ها کافی بود
تا دولتی ثروتمند باشد. در دوران خسرو پرویز خزانهٔ شاهی پر زر و سیم بود؛
شاید ثروتی که او انباشته داشت در هیچ دوره ای به اندازهٔ او نرسد.
این ها نه از فشار بر مردم بلکه به خاطر سیستم پررونق اقتصادی دولت ساسانی بود.
تخت تاقدیس
از عجایب بارگاه اوست.
شکل این تخت مانند طاق بود و جنسش از عاج و نرده هایش ازنقرهوطلابود.
بر سقف این تخت صورت پادشاهان و مجالس بزم و شکار و ستاره ها حک شده بود.
روی آن وسیله ای برای تعیین ساعات روز نصب شده بود
وچهار یاقوت هم به مانند تناسب یکی از فصول سال دیده می شد.
تاج خسروانیبی شک یکی دیگر از عجایب در گاه اوست.
تاجخسرو پرویزاز مقداری طلا ومرواریدساخته شده بود.یاقوتهاییکه
در تاج به کار رفته بود در شب مثل روز می در خشیدند. این تاج آن قدر
سنگین بود که زنجیره هایی از طلا آن را از سقف آویزان کرده بود.
تاج را بر این زنجیره های طلا بسته بودند تا هنگام نشستن شاه
تاج به روی سرش قرار بگیرد و سنگینی وزن تاج را حس نکند.
شاه پس از غذا خوردن با دستمال دست های خود را پاک می کرد؛
چون چرب می شد آن را درون آتش می انداخت تا آتش آن را تمیز کند
و دستمال پاک می شد اما نمی سوخت. جنس آن از پنبهٔ کوهی بود.
خسرو پرویزقطعه طلایی شگفت انگیز داشت که آن را طلای مشت افشار می نامید.
این قطعه طلا به اندازهٔ مشتپادشاهو مثل موم نرم بود.
این قطعه طلا را از معدنی در تبت استخراج کرده بودند و دویست مثقال وزن داشت.
هنگامی که ایرانیاناسکندریهی مصر را محاصره کردند رومیان
ثروت شهر را در کشتی هایی قرار دادند تا به مکانی امن فرستاده شود
اما با تغییر وزش باد کشتی به دست ایرانیان افتاد و آن را گنج باد آورد گفتند.
این شطرنج از جنسیاقوتوزمردبود.
روزی کشاورزی در مزرعهٔ خود شروع به کندن زمین کرد
که ناگاه در حفره ای کوزه هایی پر از طلا دید. کشاورز از حسن نیت
یافتن طلاها را به دربار گزارش داد. موقعی که به محل گنج آمدند دیدند
که صدها کوزه پر از طلا در آن است. خسرو پرویز دستور داد
یک کوزه از گنج را به کشاورز بدهند و بقیهٔ کوزه های
پر از طلا را به کاخش بفرستند و نامشان را گنج گاو نامید.
از دیگر عجایب بارگاه خسرو پرویز اسب افسانه ای او به نامشبدیزبود
که هدیهٔ همسرششیرینبود. همچنین از دیگر عجایب بارگاه خسرو پرویز
علاوه بر قصرش تیسفون و رامشگران دربارششیرین
همسر مسیحی اش بود که عشق این دو زبانزد روزگار خود بود.
***اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم***
برچسب:
نویسنده: باران جعفری